سرخ ترین صفحات تاریخ یک سرزمین

مرضیه حاجی هاشمی

 

جایی که هزاران کشته و زخمی از اعتراضات خیابانی به جای می ماند و حتی این روند بعد از پراکنده نمودن جمعیت نیز ادامه دارد، به لحاظ جامعه شناختی باید در پی شناخت الگوی جدیدی غیر از الگوهای سرکوب باشیم؛ الگویی که می تواند به روشنی وضعیت درغلطیدن ساختار قدرت به فاز بقا را به نمایش بگذارد.

⬅️ در ادبیات سرکوب یک خط قرمز مفهومی وجود دارد که وقتی نیروهای سرکوب، تعقیب می‌کنند، نه صرفاً متفرق، وقتی به فضای خصوصی (کوچه، خانه، بیمارستان) وارد می‌شوند، وقتی فردِ غیرتهدیدکننده یا زخمی هدف قرار می‌گیرد و وقتی حذف ادامه پیدا می‌کند؛ حتی بعد از پایان تجمع، در این نقطه، منطقِ «کنترل جمعیت» عملاً فرو می‌ریزد.

⬅️ ترس و پراکندگی جمعیت معترض با سه شاخص کار می‌کند: نمایش قدرت، هزینه‌سازی، و عقب‌نشینی کنترل‌شدهٔ معترضان؛ اما تعقیب پس از فرار و یا احیانا تیر خلاص به زخمی‌ها هیچ‌کدام به این منطق خدمت نمی‌کند. فردِ زخمی، فراری، یا پناه‌گرفته دیگر کنشگر فعال میدان اعتراضات شهری نیست. از نظر عملیاتی هم تهدید فوری محسوب نمی‌شود. پس چرا حذف؟

⬅️ اینجاست که الگوی دیگری خود را نشان می دهد، الگوی سرکوب اعتراضِ اکنون، جای خود را به الگوی حذف برای کاهش ظرفیت انسانی اعتراضِ آینده داده است. در این الگو، هدف فقط امروز نیست، فردا هم هست. منطقش این است که نه فقط «بترسان»؛ بلکه «کم کن». کم کن تعداد کسانی را که می‌توانند دوباره به خیابان بیایند، روایت بسازند، شاهد باشند، یا زنده بمانند تا حافظهٔ جمعی را حمل کنند.

⬅️ در تمام مطالعات مربوط به خشونت سازمان‌یافته، «نقض حرمت مراکز درمانی» یک شاخص بسیار سنگین است. بیمارستان جایی است که حتی در جنگ‌های کلاسیک هم (حداقل روی کاغذ) خط قرمز محسوب می‌شود. ورود نیروهای سرکوب برای بازداشت یا کشتن مجروحان، اگر سیستماتیک باشد، معمولاً نشانهٔ این است که حکومت دیگر تمایزی میان «شهروند» و «دشمن» قائل نیست و بدن انسان را نه موضوع حقوق؛ بلکه متغیری برای حذف می‌بیند. این دقیقاً همان جایی است که بسیاری از پژوهشگران از واژه‌هایی مثل «خشونت نابودگر» استفاده می‌کنند، خشونتی که هدفش مدیریت نیست؛ بلکه پاک‌سازی ظرفیت مقاومت است.

⬅️ لذا می توان گفت وقتی در گستره یک کشور چنین الگویی تکرار شده باشد، دیگر با الگوی «ارعاب صرف» سازگار نیست و با «الگوی حذف فیزیکی برای شکستن آیندهٔ اعتراض» هم‌خوانی بیشتری دارد. این معمولاً نشانهٔ اقتدار پایدار نیست؛ نشانهٔ حکومتی است که دیگر به بازسازی رابطه با جامعه فکر نمی‌کند؛ بلکه فقط به حیات خودش می اندیشد و وارد فاز بقا شده است و خود بیش از همه آگاه است که عمرش چنان دوام نخواهد یافت که نیاز به ترمیم رابطه اش با جامعه باشد.

⬅️ وقتی ساختار قدرت در فاز مدیریت جامعه و نظم بخشی باشد، هرگز اینچنین از خود مشروعیت زدایی نمی کند و این الگوی مواجهه با مردمانِ خود؛ نه سپاه دشمن، کاملا یک الگوی مشروعیت زدا و بسیار هزینه بر است؛ زیرا تاریخ به‌طرز بی‌رحمانه‌ای نشان داده که این نوع بقا، حتی اگر مدتی دوام بیاورد، هزینه‌ای دارد که نسل‌ ها آن را حمل می‌کنند؛ نه فقط قربانیان؛ چرا که ساختار قدرت را زیر آوار خشم و نفرت مدفون کرده و می نگارد سرخ ترین صفحات تاریخ یک سرزمین را

Comments are closed.