خانهموزهای به نام «فارابی» در استانبول افتتاح شد. همین کافی بود که روزنامه خراسان (چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸) مقالهای مغرضانه با عنوان «تحرک جدید ترکیه برای مصادره مفاخر ایران» منتشر کند.علامه محمد قزوینی در خصوص نسب فارابی مینویسد: «فارابی ترک بوده و ابداً ربطی به نژاد ایرانی ندارد. واضح است که من نمیخواهم از مفاخر و آباء و اجدادی خودمان بکاهم و یک ایرانی را ترک بقلم بدهم؛ ولی نمیخواهم هم کسانی را که ایرانی نبودند ایرانی قلمداد کرده، جزء مفاخر دروغی ایران بشمارم. برفرض هم اینکار را کردم، مردم که کور و کر نیستند. به که امر را مشتبه خواهم کرد؟ ترک بودن فارابی محل خلاف نیست».
ابن خلکان (دانشمند سده هفتم) فارابی را اینگونه معرفی میکند: «ابونصر محمد بن طرخان بن اوزلغ الفارابی الترکی، الحکیم المشهور و کان رجلاً ترکیاً». مرتضی مطهری نیز در خصوص نحوه زندگی فارابی مینویسد: فارابی تا آخر عمر لباس ترکها را برتن میکرد و خود را به طریقه آنها میآراست.
علیاکبر دهخدا به نقل از بدیعالزمان فروزانفر، اسم پدر فارابی را طرخان و اسم جد وی را اوزلوق نوشته که هر دو از اسامی متواتر ترکی هستند.
علاوه بر اسناد فوق؛ تاریخ الحکما قفطی، مختصرالبلدان ابوالفرج بن العبری نصرانی، معجم البدان یاقوت و تاریخ ابوالفداء نیز فارابی را ترک و اهل ترکستان ذکر کردهاند. از نویسندگان اورپایی نیز دیتریسی آلمانی که متن و ترجمه برخی کتابهای فارابی را چاپ کرده، کارا دورو فرانسوی؛ متخصص تاریخ اسلام و تاریخ ادبیات عرب، بروکلمن آلمانی، نیکلسون انگلیسی و ادوارد براون (نویسنده تاریخ ادبیات ایران) نیز فارابی را اهل ترکستان نوشتهاند.
ابراهیم ساوالان- Tribun
———————————————————————————————————–
ابراهیم ساوالان: فارابی ترک بوده و ابداً ربطی به نژاد ایرانی ندارد
گادتب: واضح است که من نمیخواهم از مفاخر آبا و اجدادی خودمان بکاهم و یک ایرانی را ترک، بقلم بدهم؛ ولی نمیخواهم کسانی را که ایرانی نبودهاند ایرانی قلمداد کرده جزء مفاخر دروغی ایران بشمارم. بر فرض که اینکار را کردم ،مردم که کور و کر نیستند، به که امر را مشتبه خواهم کرد؟
ترک بودن فارابی محل خلاف نیست که محتاج به اثباتی باشد.» این جملات بخشی از نوشتههای علامه محمد قزوینی در خصوص فارابی است.
ابن خلکان فارابی را چنین معرفی میکند: ابونصر محمد بن طرخان بن اوزلغ الفارابی الترکی الحکیم المشهور و کان رجلاً ترکیاً و هو بزی الاتراک و کان ذالک زیه دائماً ( علاوه بر ابن خلکان، مرتضی مطهری نیز تاکید میکند که فارابی تا آخر عمر لباس ترکها را برتن میکرد و خود را به طریقه آنها میآراست).
ابن خلکان در توضیح ترخان و اوزلوق، «هما من اسماء الترک» و در مورد ترخان «هی قاعده من قواعد مُدُن التُرک» نوشته است.
برهان قاطع این قاعده ترکها را چنین شرح میدهد که طرخان لقب معتمدترین فرد جامعه ترکها بود که پادشاهان قلم تکلیف از او بردارند و هر تقصیر و گناهی که کند، مؤاخذه نکنند.
فرهنگ سنگلاخ مینویسد که ترخان از جمیع تکالیف دیوانی معاف باشد، آنچه را که در معارک از غنایم به دست او افتد، بر وی مقرر دارند و بدون رخصت به بارگاه پادشاه درآید و تا نُه گناه از او صادر نشود، پرسش ننمایند.
میرزا مهدیخان استرآبادی و محمدحسین بن خلف، ترخان یا تارخان را نام طایفهای از ترکهای جغتایی ولایت ماورالنهر و خراسان گفتهاند. این لغت از اسامی متواتر در میان ترکها بوده و تا امروز بصورت ترهان و تارکان مرسوم میباشد. #اوز نیز در زبان ترکی به معنی استادکار و ماهر و اوزلوق معادل هنر و صنعت است.
تاریخ الحکما قفطی، مختصر البلدان ابوالفرج بن العبری نصرانی، معجم البلدان یاقوت و تاریخ ابوالفداء نیز فارابی را ترک دانسته و مستشرقین اروپایی مانند دیتریسی آلمانی (که متن و ترجمهی برخی کتب فارابی را چاپ کرده)، کارا دورو فرانسوی (متخصص تاریخ اسلام و تاریخ ادبیات عرب)، بروکلمن آلمانی و نیکلسون و ادوارد براون انگلیسی (نویسنده تاریخ ادبیات ایران) نیز فارابی را اهل ترکستان ذکر کردهاند.
منابع:
1_بیست مقاله قزوینی، مقالات ادبی و تاریخی میرزا محمد خان بن عبدالوهاب قزوینی، جزو اول، به اهتمام پور داوود، صص 92-95
2_میرزا مهدیخان استرآبادی، سنگلاخ، نشر یاران، تبریز1382، ص 172
3_ محمودبن حسین الکاشغری، دیوان لغات الترک، برگردان فارسی دکتر حسین محمد زاده صدیق، نشر اختر، ص 103
4_اسماعیل هادی، لغتنامه جامع اتیمولژیک دیل-دنیز، نشر اختر، ص 183
5_محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان، فرهنگ فارسی برهان قاطع، بکوشش: م. سعیدی پور، نشر خردنیما، جلد اول، ص 🖋
Comments are closed.