فرقه دمکرات:
بعلت مشغله کاری نتوانستم راجع به ۲۱ آذر ۱۳۲۴ مطلب بنویسم که در میان محافل روشن فکری ترکان آذربایجان مطرح می شود وبا کمال تاسف زنده یاد پیشه وری را بصورت یک استوره مطرح می کنند باید بگویم شخص زمانی بصورت اسطوره در می آید که آن جامعه از هر نظر اقتداری در خود نمی بیند یا بعبارتی زمین گیر شده است زمان اسطوره سازی گذشته باید برای مشکلات دنبال راهکار باشیم .راهی را که پیشه وری ویارانش پیش گرفتند شکی نیست راه درستی بود منتهی تا یک مقطع وآن تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری پیشه وری که در آن مقطع تاریخی توانسته مفهوم حکومت ملی بدرستی به یارانش بفهماند ویابقبولاند که حکومت ملی یعنی مشارکت نمایندگان طبقات واصناف ودیگر چیزهای لازمه اما پیدایش چنین حکومتی باساختار نظام سیاسی کشور تناقض داشت حکومت ملی در نظر پیشه وری همان مفهوم وحدت ضدین هگل بود .حکومت ایران که با کودتای رضا خان بوجود آمده بود که دست نشانده مستقیم دولت انگلستان بود ودولت انگلیس جز غارت وچپاول منابع نفتی ودیگر ثروت های ایران هدف دیگری نداشت که رضا خان سرپیچی کرد وانگلستان در اولین فرصت او را از سر راه اش برداشت وبدتر از آن اورا تبعید هم کرد در عوض پسر جوانش را که فراماسون هایی چون محمد علی فروغی به پادشاهی نشاندند تخصیص بودجه حداقلی برای دولت ایران می ماند با پیدایش حکومت های ملی آذربایجان وکردستان در صورت موفقیت این دو دولت کار انگلستان تمام شده بود آیا انگلیسی ها تن به چنین شکست وتحقیر تن می دادند؟ معلوم است که نه آنها دست بکار شدند تا حکومت ملی آذربایجان را از بین ببرند آنها احتیاج به زمان داشتند که اوضاع سیاسی داخل آذربایجان را مشوش کنند وبهم بریزند متفقان قابل اطمینانی داشتند مثل خوانین،تجار ،روحانیت ،وصاحبان سرمایه بعلاوه اتنیک فارس که تازه با حمایت انگلستان بقدرت رسیده بود آنها شروع به مخالفت علیه حکومت ملی را آغاز کردند که پروپاگاندای روحانیت واقعا چشم گیر بود از حوضه علمیه ودیگر نهاد های دینی خارج از آذربایجان به تبریز می روند که گزارش تهیه کنند که دو نفر از آنها یعنی آیت الله شریعت مداری ودیگری مرحوم آیت الله طالقانی بوده است آنها بازوهای قدرتمند دربار بودند که باید کارشان را بدرستی انجام می دادند پیشه وری سعی می کرد که آرام سازی کند اما درون فرقه یک دست نبود و منافع ملی را نمی خواست مثلا چند نفر از اعضای حزب توده دست وپای خان سردرود را بستند واز کوه به پایین رها کردند پیشه وری توانست یک روحانی بنام شبستری را در تصمیم گیری رده بالای فرقه بگمارد پیشه وری از طرفی با چپ روی حزب توده هم مبارزه می کرد او به کمونیزم معتقد نبود ومی گفت کسی که می خواهد از کمونیزم به دمکرات شدن برسد باید چند سال در این راه وقت صرف کند آیا آنالیزورهای اتحاد شوروی آن را نمی دانستند؟ البته که می دانستند بهمین خاطر پشت پیشه وری را خالی کردند وبعد از شکست اورا از بین بردند وتمامی نیرهایش را برای امتیاز گرفتن از دولت ایران در داخل اتحاد شوروی گروگان گرفتند ونگذاشتند حتی یک نفر به ایران برگردد مرحوم بی ریا چند بار خواست به ایران برگردد که به تبعید وزندان رفت . ادامه دارد
Comments are closed.