«شمار کشتهها شاید همین حالا به هزاران نفر رسیده باشد»
روایت تایم از سرکوب خونین اعتراضات و برآوردهای غیررسمی از تلفات
روزنامه «تایم» در گزارشی که بامداد دوشنبه ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر کرده، از افزایش نگرانیها نسبت به جهش شمار کشتهشدگان اعتراضات در ایران تا سطح «هزاران نفر» خبر میدهد و مینویسد با وجود قطع گسترده اینترنت و ارتباطات، ویدئوهای تلفنهمراه و گزارشهای میدانیِ پراکنده تصویری از سرکوبی بهمراتب وسیعتر از برآوردهای معمول ارائه میکنند: تصاویرِ تیربارهای نصبشده روی کامیون که خیابانهای مسکونی را به رگبار میبندند، بیمارستانهایی که از مجروحانِ گلولهخورده پر شدهاند، و پزشکی قانونیای که تنها پس از نخستین شب حملات، با «صدها جسد» از پا افتاده است. تایم تأکید میکند که بهدلیل خاموشی ارتباطی، تعیین آمار دقیق ممکن نیست، اما مجموعه شواهدی که از داخل کشور بیرون آمده، هراس از یک کشتار در مقیاس بیسابقه را تقویت کرده است.
به نوشته تایم، سپاه پاسداران برای توضیح آنچه «تلفات قابلتوجه» خوانده میشود، روز یکشنبه سایه داعش را پیش کشیده و در بیانیهای ادعا کرده معترضانِ کشتهشده «تروریست» بودهاند که از سوی اسرائیل و آمریکا «استخدام» شدهاند. دو روز قبلتر نیز یک مقام سپاه در تلویزیون حکومتی هشدار داده بود هرکس به خیابان بیاید باید آماده باشد «گلوله بخورد»؛ موضعی که در روایت تایم نشان میدهد دستگاه امنیتی-نظامی از پیش، فضای سرکوب مرگبار را علناً اعلام کرده بود.
تایم مینویسد آمارهایی که سازمانهای معتبر حقوق بشری ارائه میکنند، فعلاً در حد «صدها نفر» بالا رفته است، اما این نهادها معمولاً فقط قربانیانی را میشمارند که هویتشان بهطور قابل اتکا مشخص شده؛ کاری زمانبر که اکنون با قطع ارتباطات ـ تا حدی که به تلفن همراه و حتی خطوط ثابت هم کشیده شده ـ بهشدت دشوارتر شده است. در همین شکاف اطلاعاتی است که برآوردهای غیررسمی و شبکهای، جای خالی دادههای قابل راستیآزمایی را پر میکنند و فاصله میان «آمارهای تأییدشده» و «حدسهای مبتنی بر نشانههای میدانی» را عیانتر میسازند.
در همین زمینه، رویترز نیز با استناد به آمار یک نهاد حقوقبشری مستقر در خارج از کشور، از شمار کشتهها در سطح «بیش از ۵۰۰ نفر» سخن گفته، اما تأکید کرده که بهدلیل قطع اینترنت امکان راستیآزمایی مستقل وجود ندارد.
مهمترین بخش گزارش تایم به یک برآورد «غیررسمی» برمیگردد: گروهی از دانشگاهیان و متخصصان ایرانیِ مقیم خارج، با تکیه بر گزارشهای چند بیمارستان در تهران، محاسبه کردهاند که تعداد کشتههای معترضان «تا روز شنبه» میتوانسته به حدود ۶ هزار نفر برسد. تایم مینویسد این محاسبه حتی پیکرهایی را که نیروهای حکومتی به جای بیمارستان، مستقیم به سردخانهها و مراکز پزشکی قانونی منتقل کردهاند، در بر نمیگیرد؛ از جمله آنچه در شبکههای اجتماعی درباره «صدها جسد» در مرکز پزشکی قانونی کهریزک در حاشیه پایتخت منتشر شده و گفته شده صحنهِ دیدهشده، فقط مربوط به کشتههای «شب پنجشنبه» است؛ شبی که همزمان با آغاز خاموشی اینترنت گزارش شده است.
به روایت تایم، ابعاد کشتار، در برخی نقاط چنان سنگین توصیف میشود که با هیچیک از اعتراضات سالهای گذشته قابل قیاس نیست. این گزارش نمونهای از یک شهر در استان اصفهان، «نجفآباد»، را میآورد و مینویسد تنها در یک شب (شب پنجشنبه) شمار کشتهها در این شهر ۳۵ نفر گزارش شده است. تایم همچنین یادآوری میکند که اعتراضات به همه ۳۱ استان ایران رسیده و در کشوری با حدود ۹۰ میلیون جمعیت، بیش از ۱۰۰ شهر با جمعیت بالای ۱۰۰ هزار نفر وجود دارد؛ یعنی دامنه جغرافیاییِ اعتراضات بهتنهایی ظرفیت تولید یک بحران فراگیر را دارد.
گزارش تایم برای نشان دادن «چگونگی» رسیدن به برآورد چند هزار نفری، جزئیات روش این گروه را تشریح میکند؛ روشی که از یک «نظرسنجی تلفنی غیررسمی» آغاز شده است. طبق روایت تایم، یک پزشک در تهران روز جمعه با شش بیمارستان تماس گرفته و پرسیده هرکدام چند جسد از «معترضان کشتهشده» دریافت کردهاند: میلاد (۷۰)، امام حسین (۷۰)، ابنسینا (۲۳)، لبافینژاد (۷)، فیاضبخش (۱۵) و شهریار (۳۲)؛ جمعاً ۲۱۷ نفر تنها برای «یک شب». با اضافه شدن گزارشی از بیبیسی درباره یک بیمارستان در شرق تهران که از ۴۰ کشته خبر داده بود، گروه محاسبهگر برای محافظهکاری، عدد «۳۰ کشته» را بهعنوان میانگین هر بیمارستان در نظر گرفته است. سپس از میان ۱۱۸ بیمارستان تهران، فقط ۶۳ بیمارستانِ «دولتی یا نظامی» را مبنا قرار داده و باز هم محافظهکارانه فرض کرده تنها نیمی از آنها پیکر دریافت کردهاند؛ نتیجه این محاسبه، برآورد حدود ۹۰۰ کشته برای شب پنجشنبه ۸ ژانویه ۲۰۲۶ در تهران بوده است.
تایم مینویسد همین گروه برای شب جمعه ـ با فرض «خشونت بیشتر» نیروهای امنیتی ـ ۹۰۰ کشته دیگر به برآورد افزود و برای شنبه، بهدلیل کوچکتر شدن تجمعها، عدد را به ۴۰۰ کاهش داد. سپس برای استان البرز، در کنار تهران، هزار کشته دیگر در نظر گرفتند و علت را «شدت درگیری در خیابانها» و نیز سابقه این استان در اعتراضات ۲۰۲۲ عنوان کردند. با این حساب، برآورد تلفات تهران و البرز طی سه شب به حدود ۳۲۰۰ نفر رسید. در مرحله بعد، همین الگو را برای شهرهای بزرگ و کوچک دیگر نیز به کار بردند و با اعمال تعدیلهایی بر اساس شرایط محلی، در نهایت مجموع را «نصف» کردند تا به رقم ۶۱۷۸ کشته طی سه روز برسند؛ عددی که به گفته شاهدان، همزمان با پیشروی روزها، خشونت نیز در آن «پیوسته بیشتر» میشده است.
در کنار اعداد، تایم روایتهایی از داخل ایران نقل میکند که بُعد انسانی بحران را برجسته میسازد. این گزارش از قول یک ساکن تهران مینویسد شب جمعه در محله «نظامآباد» نیروهای امنیتی «آزادانه شلیک میکردند» و او صحنه را چنین توصیف کرده: «خون همه جا هست؛ روی دیوارها، روی خیابانها… فاجعه است. هرکه را توانستند کشتند.» از سوی دیگر، گزارش نشان میدهد بخشی از معترضان با وجود هزینه سنگین، همچنان بر خواست تغییر سیاسی پافشاری میکنند. «لوئیس»—نام مستعاری که یک معترض در شیراز برای حفاظت از خود انتخاب کرده—به تایم گفته است این دور از اعتراضات را «صددرصد متفاوت» میبیند: جمعیت بزرگتر، سازمانیافتهتر، پیگیرتر؛ و در مقابل، «حملات پلیس بسیار خشنتر» از گذشته است.
تایم مینویسد لوئیس در ساعات نخستین یکشنبه از شیراز و از طریق «گوگل میت» روی «استارلینک» (اینترنت ماهوارهای که در ایران غیرقانونی است و میتواند محدودیتهای قطع اینترنت را دور بزند) گفتوگو کرده است. در همین گزارش، احمد احمدیان، فعال مستقر در آمریکا که در قاچاق دیشهای استارلینک نقش دارد، مدعی میشود دستکم ۵۰ هزار اتصال استارلینک در ایران وجود دارد؛ هرچند بسیاری ممکن است به دلیل هزینه اشتراک فعال نباشند. تایم یادآوری میکند برخلاف اوکراین و ونزوئلا، ایلان ماسک استارلینک را در ایران رایگان نکرده است.
گزارش تایم همچنین به نقش فراخوانهای اپوزیسیون خارج از کشور در زمانبندی اعتراضات اشاره میکند و مینویسد در شیراز، اعتراضات یک هفته پس از آغاز حرکتها در تهران شدت گرفت؛ لوئیس این موج را تا حدی متاثر از فراخوان رضا پهلوی میداند. او میگوید پنجشنبهشب، در ساعتی که از سوی پهلوی و دیگر گروههای مخالف تعیین شده بود، جمعیت عظیمی به خیابان آمد و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داد. اما به گفته او، جمعه با حضور تهاجمی نیروهای امنیتی میزان مشارکت کاهش یافت و شنبه، عمدتاً جوانان ۱۵ تا ۲۵ ساله برای رویارویی بیرون آمدند؛ رویاروییهایی که گاه به خشونت کشیده شد.
از نظر تایم، وضعیت بیمارستانها یکی از کلیدهای فهم مقیاس سرکوب است. این گزارش از قول سولماز ایکدار، روزنامهنگار ایرانوایر، مینویسد یک بیمارستان در شیراز به او گفته آنقدر از بیمارانِ گلولهخورده پُر شده که عملاً پذیرش دیگر بیماران را متوقف کرده و ناچار است «تریاژ» کند؛ یعنی درمان را به کسانی اولویت دهد که شانس زنده ماندنشان بیشتر است. تایم همچنین از قول همین خبرنگار مینویسد در رشت، به مردم دستور داده شده در خانه بمانند؛ وضعیتی که او آن را چیزی در حد «حکومت نظامی» توصیف کرده است. ایکدار میگوید گزارشگیری او از بیمارستانهای رشت، تهران و شیراز، مرگ دستکم هزار نفر را تأیید میکند.
در پایان، تایم یادآوری میکند جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات، سابقهای طولانی و بیرحمانه دارد: نه فقط کشتار، بلکه «معلولسازی» نیز—از جمله با شلیک ساچمه به چشمها. این گزارش از قول یک ساکن محله «نیاوران» در شمالشرق تهران مینویسد یکشنبهشب شهر نسبتاً خلوتتر بوده، اما دلیلش روشن است: «با این سطح از کشتار، هرکس میگوید یکی از فامیل یا دوستانش را از دست داده یا کسی را میشناسد که کشته شده… و علاوه بر آن، این همه نابینا.» او سپس از بیمارستان فارابی میگوید که برای رسیدگی به حجم آسیبهای چشمی، با «حفرههای خالی چشم» بسیاری مواجه بوده است.
اخبار روز
Comments are closed.