عصر روز یکشنبه ۱۹بهمن ۱۴۰۴، به طور تصادقی شبکه خیر۲ تلویزیون را باز میکنم. تلویزیون در حال پخش مراسمی است که زندهنامان تبریز نامیده شده و به همت سازمان فرهنگیهنری شهرداری تبریز در حال برگزاری است. از قرار، هدف این برنامه تجلیل از بزرگان شعر، ادب، فرهنگ، تاریخ، سینما، ورزش، نویسندگی و… است که یا تبریزی بودهاند(یا هستند) یا زمانی در این شهر زیستهاند. اعلام نام زندهیاد محمد عابد، شاعر قدرتمند تبریزی و فرزند مولانا یتیم، و علیرضا زریندست، کارگردان و فیلمبردار شناختهشده همین شهر، خوشحالم میکند. ولی بقیه اسامی، ضمن احترام به شخصیت و جایگاه هر یک از آنان، چنگی به دل نمیزند. ضمن این که به نظر میرسد شهرداری تبریز به عمد یا به سهو، از نام خیلیها عبور کرده یا آنها را به جرم شهروند درجه ۲ بودن در فهرست خود جای نداده است. برای مثال چرا نباید در این فهرست، نامی از دکتر حسین محمدزاده صدیق تبریزی، با ۳۰۰ اثر چاپ شده و دهها کار ماندگار دیگر نیست؟ چرا نام دکتر جواد هئیت، با تاثیرگذاری بیبدیلاش در فرهنگ و زبان و ادبیات آذربایجان فراموش شده است؟ نام رحیم رئیسنیا، مولف بیبدیل آثار تاریخی، بهویژه تاریخ تبریز در این فهرست دیده نمیشود؟ همچنین زندهیاد صمد سردارینیا که عمر خود را وقف بازنمایی تاریخ شهر اولینها، تبریز، کرد، چرا فراموش شده است؟ همچنین نام سعید منیری، تاریخنگار دیگر تبریزی که در بازنمایی تاریخ معاصر این شهر نقش اساسی داشت، چرا در این فهرست خالی بود؟ چرا نام کریم مشروطهچی(سونمز) در این مراسم برده نشد، کسی که بیش از سه برابر آثار عابد، اثر چاپ و تحسین شده دارد؟ چرا نام یحیی شیدا، اخوان پیمان، اخوان احمدزاده، فرنود، بوداغی، آرش آزاد، حسین اولدوز، رضا همراز و خیلیهای دیگر که روزنامهنگاران برجسته تبریزی بوده و هستند، فراموش شد؟ چرا نام دکتر علیاکبر شعارینژاد، کسی که ۶۶ سال معلمی و استادی کرد و آثارش در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی هنوز منبع دست اول مدارس و دانشگاههای کشور است، در این فهرست نبود؟ آیا در این فهرست نمیتوانستند به معلمان و استادان ماندگار زنده و زندهیاد تبریز اشاره کنند؟ افرادی چون زندهیادان باغچهبان و بهرنگی و ماندگارانی چون حبیب فرشباف، رستگار و دکتر حسن عشایری؟
اسامی فراموششدگان آن چنان زیاد است که از فرط عصبانیت نمیتوانم نام آنها را در این یادداشت بیاورم.
برگزاری چنین مراسمهایی به جای آن که به ایجاد تعلق خاطر اقشار گوناگون جامعه منجر شود، موجب جدایی و دوری آنها خواهد شد. ضمن احترام به همه افرادی که نامشان در این مراسم برده شد و از خودشان یا خانوادهها و بازماندههای آنها تجلیل شد، به نظر من شهرداری تبریز با این کار خود، به نوعی تفکر تقسیمبندی شهروندی و تلقین خودی و نخودی و دوست و دشمن را ترویج و زخمی ایجاد کرد که زخمهایش به این زودی التیام نخواهد یافت. من به عنوان یک تبریزی، به شدت از برگزاری این مراسم دلآزرده و ناراحتم.
Comments are closed.