سپاه پاسداران کودکان را در عملیات جنگی مورد استفاده قرار می‌دهد

بیش از یک ماه پس از آغاز جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران شعله‌ور شد، گزارش‌ها و هشدارهای حقوق بشری از تشدید روندی نگران‌کننده در داخل ایران خبر می‌دهند: سپاه پاسداران کارزاری را برای جذب کودکان و نوجوانان، از سن ۱۲ سالگی به بالا، به نام «دفاع از میهن» آغاز کرده است؛ اقدامی که به گفته نهادهای حقوق بشری، نه‌فقط جان کودکان را مستقیماً در معرض خطر قرار می‌دهد، بلکه در صورت به‌کارگیری افراد زیر ۱۵ سال در ساختارهای نظامی و عملیاتی، می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد.

گزارش فرانسه ۲۴ با اشاره به پوسترهای تبلیغاتی تازه بسیج آغاز می‌شود؛ پوسترهایی که در آنها یک نوجوان در کنار یک بسیجی با لباس رزمی دیده می‌شود و دست بر سینه دارد. پیام این تبلیغات روشن است: همه ایرانیان، از جمله نوجوانان، برای دفاع از جمهوری اسلامی در برابر موج حملات آمریکا و اسرائیل فراخوانده شده‌اند. این فراخوان، دیگر صرفاً در حد تبلیغات نمادین نمانده و در اواخر مارس، رحیم نادعلی، جانشین فرمانده سپاه تهران بزرگ، در تلویزیون دولتی از آغاز رسمی کارزاری خبر داد که هدف آن جذب شهروندان «۱۲ ساله و بالاتر» به عنوان «رزمندگان داوطلب» برای «دفاع از میهن» است.

بر اساس گزارش خبرگزاری آنا، این طرح هم پسران و هم دختران را در بر می‌گیرد. طبق این روایت رسمی، نوجوانان جذب‌شده می‌توانند در عملیات اطلاعاتی، «احراز هویت و گشت‌زنی» و نیز در امور تدارکاتی مانند آماده‌سازی غذا و توزیع تجهیزات و آذوقه مشارکت کنند. اما نهادهای غیردولتی و مدافع حقوق بشر هشدار می‌دهند که دامنه استفاده از کودکان از این فراتر رفته و آنها از هم‌اکنون در مأموریت‌های عملیاتی روی زمین به کار گرفته می‌شوند؛ از جمله در ایست‌های بازرسی و مأموریت‌هایی با ماهیت نظامی که آنان را مستقیماً در خط آتش قرار می‌دهد.

عفو بین‌الملل روز پنج‌شنبه اعلام کرد که بر پایه شهادت شاهدان عینی و شواهد صوتی و تصویری راستی‌آزمایی‌شده، کودکان در ایست‌های بازرسی و گشت‌های وابسته به سپاه پاسداران با سلاح، از جمله تفنگ‌های شبیه کلاشنیکف، مستقر شده‌اند. این سازمان هشدار داد که در شرایطی که حملات آمریکا و اسرائیل هزاران موضع سپاه، از جمله مراکز و تأسیسات بسیج، را در سراسر کشور هدف قرار می‌دهد و حتی گشت‌های امنیتی و ایست‌های بازرسی با پهپاد هدف قرار می‌گیرند، استقرار کودکان در کنار نیروهای سپاه یا در این مراکز، آنها را در معرض خطر جدی مرگ و جراحت قرار می‌دهد. اریکا گوئه‌وارا-روخاس، مدیر ارشد بخش پژوهش، سیاست‌گذاری، کارزارها و دادخواهی عفو بین‌الملل، تأکید کرده است که چنین سیاستی جان کودکان را مستقیماً به بازی گرفته است.

نمونه تکان‌دهنده این روند، مرگ علیرضا جعفری، کودک ۱۱ ساله‌ای است که در ۱۱ مارس در حمله پهپادی اسرائیل به نیروهای امنیتی مستقر در یک ایست بازرسی در بزرگراهی در تهران کشته شد. چند روز بعد، روزنامه همشهری گفت‌وگویی با صدف منفرد، مادر این کودک، منتشر کرد. او در این گفت‌وگو توضیح داد که پدر علیرضا شب حادثه به او گفته بود به دلیل «کمبود نیرو» پسرشان را همراه خود به ایست بازرسی می‌برد تا برای «روزهای آینده آماده شود». پدر علیرضا نیز در همان حمله کشته شد. این روایت نشان می‌دهد که ماجرا تنها به فراخوان‌های تبلیغاتی محدود نیست و کودکان در عمل به مأموریت‌های امنیتی و شبه‌نظامی کشیده شده‌اند.

مادر این کودک همچنین گفته است که نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله به‌طور منظم در گشت‌های خیابانی بسیج شرکت می‌کنند؛ نیرویی شبه‌نظامی و داوطلب که در سال‌های گذشته نقش اصلی در سرکوب اعتراض‌های ضدحکومتی داشته است. گزارش فرانسه ۲۴ یادآوری می‌کند که بسیج حضوری پررنگ در محله‌ها دارد و به‌طور مرتب برنامه‌های آموزشی، مذهبی و اجتماعی برای جوانان، به‌ویژه در محروم‌ترین مناطق، برگزار می‌کند؛ همان مناطقی که بخش بزرگی از نیروهای خود را از آنها جذب می‌کند. یکی از شاخه‌های بسیج به نام «سازمان بسیج فرهنگیان» نیز، به گزارش سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، تأیید کرده که علیرضا «در حین انجام وظیفه» کشته شده است.

این تنها داده‌های سازمان‌های حقوق بشری نیست. یک شهروند تهرانی که فرانسه ۲۴ در ماه مارس با او گفت‌وگو کرده، با ابراز وحشت از آنچه «نظامی‌سازی پایتخت» خوانده، گفته بود که در شهر «پسری را در ایست بازرسی دیده که سلاح در دست داشت و هنوز حتی پشت لبش سبز نشده بود». این تصویر، برای ناظران، نشانه روشنی از پایین آمدن مرزهای سنی در به‌کارگیری نیروهای امنیتی در بحبوحه جنگ است.

نهادهای حقوق بشری، از جمله هه‌نگاو، تأکید می‌کنند که جذب یا استفاده از کودکان زیر ۱۵ سال در نیروهای مسلح یا در میدان جنگ، بر اساس حقوق بین‌الملل، جنایت جنگی محسوب می‌شود. آنان از سازمان ملل و یونیسف خواسته‌اند فشار حقوقی و دیپلماتیک بر تهران را افزایش دهند تا این رویه متوقف شود. بر پایه کنوانسیون‌های ژنو، که از ستون‌های اصلی حقوق بین‌الملل به شمار می‌روند، کودکان از حمایت ویژه برخوردارند و بسیج و به‌کارگیری آنان در درگیری‌های مسلحانه به‌طور سخت‌گیرانه ممنوع است.

با این حال، گزارش تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی در این زمینه سابقه‌ای طولانی دارد. در گزارش سال ۲۰۲۴ سازمان «فعالان حقوق بشر در ایران» آمده بود که گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه نوجوانان افغان، برای پیوستن به لشکر فاطمیون، نیروی شبه‌نظامی تحت حمایت سپاه که در سوریه می‌جنگد، جذب شده‌اند. این گزارش با استناد به شهادت سربازان کودک سابق، از الگویی «نگران‌کننده» پرده برمی‌داشت که در آن، کودکان و افرادی با وضعیت اقامتی متزلزل، با تهدید به خشونت یا مرگ، به نقش‌های رزمی واداشته می‌شوند و وعده‌هایی مانند جبران مالی یا اعطای وضعیت قانونی که به آنان داده می‌شود، در عمل محقق نمی‌شود.

در سال ۲۰۱۸ نیز ایالات متحده شبکه مالی چندمیلیارددلاری «بنیاد تعاون بسیج» را تحریم کرد. پس از آن، چند شرکت و نهاد دیگر هم به دلیل فراهم کردن زیرساخت مالی برای تلاش‌های بسیج در جذب، آموزش و القای ایدئولوژی به سربازان کودک، که زیر فرمان سپاه به جنگ کشانده می‌شدند، هدف تحریم قرار گرفتند. افزون بر این، گروه‌های حقوق بشری پیش‌تر نیز استفاده از نوجوانان ۱۴ تا ۱۶ ساله از سوی بسیج در سرکوب اعتراض‌های ضدحکومتی سال ۲۰۱۱ را مستند کرده بودند.

فرانسه ۲۴ در بخش مهمی از این گزارش، این روند را در پیوند با فرهنگ دیرپای «شهادت‌طلبی» در جمهوری اسلامی قرار می‌دهد؛ فرهنگی که از سال‌های جنگ ایران و عراق ریشه گرفته و هنوز در ادبیات رسمی حکومت حضوری پررنگ دارد. در آن جنگ، کودکان و نوجوانان در قالب «موج انسانی» به میدان‌های مین فرستاده می‌شدند تا راه را برای عبور نیروهای نظامی باز کنند. خانواده‌های این کودکان در ازای مرگ آنان کمک مالی دریافت می‌کردند و کارت شهید می‌گرفتند؛ کارتی که دسترسی به مواد غذایی و برخی امتیازها را ممکن می‌کرد. پسران ایرانی از سنین پایین برای حضور در جنگ آموزش ایدئولوژیک می‌دیدند و به آنان «کلید بهشت» داده می‌شد تا باور کنند اگر در نبرد با دشمن عراقی کشته شوند، مستقیم به بهشت خواهند رفت؛ تصویری که مستند مشهور «کودکان خط مقدم» بی‌بی‌سی نیز با جزئیات هولناک ثبت کرده بود.

در سال ۱۹۸۲، روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، حتی اعلام کرده بود که برای اعزام کودکان به جبهه نیازی به رضایت والدین نیست. او همچنین داوطلب شدن برای خدمت نظامی را وظیفه‌ای دینی دانسته و تصریح کرده بود که خدمت در نیروهای مسلح بر هر نوع کار یا تحصیل دیگری تقدم دارد. این میراث فکری هنوز هم در جمهوری اسلامی زنده است. در شهرهای ایران هنوز دیوارنگاره‌هایی دیده می‌شود که مرگ سربازان کودک را ستایش می‌کنند. یکی از این تصاویر در تهران به محمد فهمیده، نوجوان ۱۳ ساله‌ای اختصاص دارد که گفته می‌شود با نارنجک خود را زیر تانک عراقی انداخت و اکنون در کنار تصویر خمینی به عنوان نماد فداکاری نمایش داده می‌شود.

به نوشته فرانسه ۲۴، وارثان این فرهنگ ازخودگذشتگی و قربانی‌سازی کودکانه، امروز در میان بانفوذترین چهره‌های جمهوری اسلامی حضور دارند. محمدباقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس، یکی از همین نمونه‌هاست؛ کسی که در ۱۹ سالگی به جنگ با عراق رفت و سپس از مسیر فرماندهی در سپاه به یکی از مقامات ارشد نظام بدل شد. از این منظر، استفاده دوباره از کودکان و نوجوانان در فضای نظامی و امنیتی، نه یک انحراف موقت، بلکه ادامه منطقی سنتی است که جمهوری اسلامی دهه‌هاست آن را بازتولید کرده است.

جمع‌بندی این گزارش هشداردهنده است: دهه‌ها پس از پایان جنگ ایران و عراق، اکنون که جمهوری اسلامی بار دیگر برای بقای خود می‌جنگد، گفتار رسمی حکومت تغییر چندانی نکرده است. همچنان از «فداکاری» و «دفاع از میهن» سخن گفته می‌شود، اما در عمل این کودکان‌اند که بار دیگر در معرض قربانی شدن قرار می‌گیرند. در این چارچوب، جذب نوجوانان ۱۲ ساله به بالا، استقرار آنان در ایست‌های بازرسی، سپردن وظایف امنیتی به آنان و قرار دادنشان در کنار اهداف نظامی، نه‌فقط نقض آشکار حقوق کودک، بلکه نشانه‌ای از آمادگی حکومت برای عبور دوباره از همه خطوط قرمز انسانی و حقوقی در شرایط جنگی است. این همان چیزی است که نهادهای حقوق بشری بر آن انگشت گذاشته‌اند: جمهوری اسلامی بار دیگر در حال قربانی کردن کودکان است، بی‌اعتنا به قوانین بین‌المللی و بی‌اعتنا به جان نسلی که باید از جنگ مصون بماند، نه آن‌که به درون آن رانده شود.

Comments are closed.