جایی که هزاران کشته و زخمی از اعتراضات خیابانی به جای می ماند و حتی این روند بعد از پراکنده نمودن جمعیت نیز ادامه دارد، به لحاظ جامعه شناختی باید در پی شناخت الگوی جدیدی غیر از الگوهای سرکوب باشیم؛ الگویی که می تواند به روشنی وضعیت درغلطیدن ساختار قدرت به فاز بقا را به نمایش بگذارد.
⬅️ در ادبیات سرکوب یک خط قرمز مفهومی وجود دارد که وقتی نیروهای سرکوب، تعقیب میکنند، نه صرفاً متفرق، وقتی به فضای خصوصی (کوچه، خانه، بیمارستان) وارد میشوند، وقتی فردِ غیرتهدیدکننده یا زخمی هدف قرار میگیرد و وقتی حذف ادامه پیدا میکند؛ حتی بعد از پایان تجمع، در این نقطه، منطقِ «کنترل جمعیت» عملاً فرو میریزد.
⬅️ ترس و پراکندگی جمعیت معترض با سه شاخص کار میکند: نمایش قدرت، هزینهسازی، و عقبنشینی کنترلشدهٔ معترضان؛ اما تعقیب پس از فرار و یا احیانا تیر خلاص به زخمیها هیچکدام به این منطق خدمت نمیکند. فردِ زخمی، فراری، یا پناهگرفته دیگر کنشگر فعال میدان اعتراضات شهری نیست. از نظر عملیاتی هم تهدید فوری محسوب نمیشود. پس چرا حذف؟
⬅️ اینجاست که الگوی دیگری خود را نشان می دهد، الگوی سرکوب اعتراضِ اکنون، جای خود را به الگوی حذف برØ