فرانچسکو بانکینی برای لاچین می‌خواند و شاید نمی‌داند که این آهنگ ۲۸ سال بهانه‌ای برای گریه کردن یک ملت بود.

سالگرد اشغال اغدام .جمعه ۲۳ جولای ۱۹۹۳ مصادف با اول مرداد،

امروز سالگرد اشغال اغدام است. جمعه ۲۳ جولای ۱۹۹۳ مصادف با اول مرداد، ارمنی‌ها آغدام را اشغال کرده و آن شهر را به هیروشیمای دوم تبدیل کردند که حتی یک دیوار سالم در آن شهر نماند. آنها در و پنجره‌ها را نیز کنده و به عنوان آهن قراضه به کشوری همسایه در جنوب رود آراز فروختند. آن روز که آغدام اشغال شد حتی یک ارمنی هم ساکن آن شهر نبود تا به بهانه وجود او، وارد آن شهر شوند. گور شاهزاده‌ یا امامزاده‌ای، حریم یا حَرَمی متعلق به ارامنه در تاریخ و جغرافیای آن شهر نبود ولی حالا در تاریخ و جغرافیای آن شهر خاطره وحشیگری آنها وجود دارد.
می‌گفتند که خارج از مرزهایمان می‌جنگیم، تا در مرزهایمان نجنگیم و باید این شهرها را به عنوان حاشیه امنیت شهرهای خودمان اشغال کنیم و با این تفکر توسعه‌طلبان ظلم بزرگی در حق ما کرده و به خودشان نیز لطمه زدند و دستگاه دیپلماسی آذربایجان از همان روز اشغال، گامهای لازم برای محکوم کردن متجاوز را برداشت و شش روز بعد، قطعنامه شماره ۸٥۳ شورای امنیت سازمان ملل بر خروج فوری، قطعی و کامل نیروهای اشغالگر ارمنی از آغدام و دیگر مناطق تحت اشغال تاکید کرد. اما خروج آنها ۲۸ سال طول کشید؛ آن هم نه بخاطر قطعنامه شورای امنیت، بلکه بخاطر پیروزی ارتش آذربایجان.
آغدام یک شهر و ۱۱۹ روستا داشت که همگی نابود شد و بخش اعظمی از درختان ۲۴۴۶ هکتار جنگل آغدام را نیز قطع کرده و به ارمنستان برده و ۵۶۰ هکتار راه، انشعاب آب و فضای سبز را نیز بکلی نابود کردند. در شهر آغدام ۱۴ عدد درخت چنار ۱۵۰ تا ۲۵۰ ساله وجود داشت و در روستای بوی‌احمدلی ۷۱ عدد درخت چنار ۴۰۰ ساله وجود داشت که در فهرست میراث ملی آذربایجان ثبت شده بودند و ارمنی‌ها آنها را نیز قطع کرده و با خود بردند. آن وحشی‌ها ۶۳۳۰ هکتار مراتع روستاهای نوروزلو، یوسفجانلی، کنگرلی، چلیک، قاراداغلی کنگرلی‌سی، گؤی‌تپه و گولچولوک را آتش زدند و بر اساس اسنادی که دولت آذربایجان در اختیار نهادهای بین‌المللی قرار داده، چند گونه پرنده توراج، قرقاول و مار در آن آتش برای همیشه منقرض شده‌اند.
در حالیکه نه دستگاه دیپلماسی و نه ارتشی داریم اگر در آینده بلایی مانند بلای توسعه‌طلبی ارامنه، در جنوب آراز گریبان ما را بگیرد، چه باید کرد؟ باید ایستاد، برای خاطر چنار و توراج و برای آنکه ممکن است بازگشتی در کار نباشد.

 

Comments are closed.