تحلیل آراز نیوز:
در میانه جنگ اخیر میان اسرائیل و ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، بحث درباره اینکه آیا گروههای مسلح کُرد با حمایت آمریکا وارد ایران شده و بهعنوان نیروی زمینی مورد استفاده قرار خواهند گرفت یا نه، بهطور گستردهای مطرح است.
اخیراً دو تحول در این موضوع این بحث را به صدر توجهات بازگرداند.
ادامه
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
از یک سو، در برنامه «عمق میدان» بخش فارسی صدای آمریکا، که با حضور مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران برگزار شد، ادعای قابل توجهی مطرح شد. مجری برنامه اظهار کرد که گروههای کُرد در مذاکرات خود با ایالات متحده، پیشروی بهسوی تهران را نپذیرفتهاند، اما در مقابل خواهان حرکت بهسوی اورمیه بودهاند. مصطفی هجری این ادعا را رد نکرد و این عدم تکدیب نوعی تایید قلمداد شد. این اظهارات باعث شد که موضوع بار دیگر به کانون توجه افکار عمومی بازگردد.
از سوی دیگر، حملات جمهوری اسلامی به گروههای کُرد، مانند پژاک، حزب دموکرات کردستان ایران و کومله در عراق و کشته شدن تعدادی از نیروهای این گروهها در این حملات و درگیریهای رخداده در داخل مرزهای ایران، مورد توجه قرار گرفته است.
اکنون که دور سوم جنگ آمریکا و ایران آغاز شده و احتمال حمله نظامی از جنوب به طور جدی مطرح است به نظر میرسد احتمال باز شدن جبهه ای از مرزهای غربی توسط گروههای کرد روی میز است. در این باره گزارش هایی در رسانه ها منتشر می شود و انتقال نیرو توسط جمهوری اسلامی به مرزهای غربی و حملات موشکی و پهپادی به این گروهها در شمال عراق می تواند شواهدی در این راستا تلقی شود.
با این حال، تحولات مربوط به گروههای مسلح کرد در افکار عمومی ایران با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است.
محافل اپوزیسیون تمرکزگرای فارس محور مانند کنگره آزادی ایران و گروه همبستگی فراگیر و رسانههای نزدیک به این ذهنیت، حملات جمهوری اسلامی به گروههای مسلح کُرد را محکوم کرده و پیامهای همبستگی با این گروهها منتشر کردند. با این حال، همین محافل فعالیتهای مسلحانه گروههای مسلح کرد، عملیات آنها در داخل ایران و همچنین خبر مربوط به اینکه بهجای تهران، قصد حرکت بهسوی اورمیه را داشتهاند، نه مورد پرسش قرار دادهاند و نه بهعنوان موضوعی قابل انتقاد مطرح کردهاند .
به همین ترتیب، رسانههای فارسی نیز همچون گذشته، فعالیتهای گروههای مسلح کُرد را پوشش می دهند؛ اما در قبال پیامدهای احتمالی این فعالیتها، بهویژه خطر بروز درگیریهای اتنیکی، هیچ رویکرد انتقادی از خود نشان ندادهاند.
در مقابل، در افکار عمومی ترکهای ایران، بهویژه در آذربایجان جنوبی، اظهارات مربوط به تمایل گروههای مسلح کُرد برای حرکت بهسوی اورمیه بهجای تهران، با واکنشهای تندی روبهرو شد. در روزهای گذشته سازمانهای آزربایجانی در این باره بیانیه هایی منتشر کردند و مقالات و تحلیل های بسیاری در رسانه های آزربایجانی منتشر شد. نگرانیهای جدی درباره این موضوع مطرح شد که چنین اقدامی میتواند بهویژه در منطقه آذربایجان غربی، زمینهساز درگیریهای اتنیکی میان ترکها و کُردها شده و به خونریزی گسترده منجر شود. همچنانکه پیشتر نیز نمونههایی از چنین درگیریهایی پس از انقلاب ۱۳۵۷، در سالهای جنگ جهانی دوم و همچنین در دوران جنگ جهانی اول رخ داده است. از همین رو، این موضوع در رسانههای ترکهای ایران بهطور گسترده مورد بحث و بررسی قرار گرفته و از جنبههای مختلف تحلیل شد.
با وجود این، همین موضوع در رسانههای فارسی تقریباً هیچ بازتابی نداشت و درباره طرحهای مربوط به اورمیه یا پیامدهای احتمالی آن از نظر ایجاد تنشهای اتنیکی، هیچگونه انتقاد یا اعتراضی مطرح نشد. برعکس، حمایت سیاسی و رسانهای از گروههای مسلح کُرد همچنان ادامه دارد.
این وضعیت، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا گروههای اپوزیسیون تمرکزگرای فارس محور با فعالیتهای گروههای مسلح کُرد مخالفتی ندارند؟ با وجود آنکه حتی این گروهها در نشستها و فعالیتهای خود از پرچم ایران استفاده نمیکنند و همواره پرچم کردستان را به اهتزاز درمیآورند و این می تواند دلیلی آشکار بر جدایی طلبی تلقی شود، چرا همچنان از حمایت این محافل برخوردار هستند؟ همچنین، چرا با وجود آنکه این فعالیتها دستکم در آذربایجان غربی و برخی دیگر از مناطق غربی ایران میتواند به درگیریهای اتنیکی میان ترکها و کُردها منجر شود، اعتراضی نسبت به آن مطرح نمیشود؟
البته نباید فراموش کرد که حمایت از گروههای مسلح کُرد، مختص نیروهای اپوزیسیون نبوده است. جریان ایرانشهری در درون ساختار جمهوری اسلامی نیز سالها از برخی گروههای مسلح کُرد، مشخصاً گروه تروریستی پکک، بهعنوان اهرمی در برابر ترکیه و آذربایجان حمایت کرده و بهره گرفته است. گزارشهای بسیاری از همکاری جمهوری اسلامی و پ ک ک در ترکیه، عراق و سوریه و نیز انتقال تروریست های پکک به مناطق تحت اشغال قاراباغ توسط سپاه پاسداران وجود دارد. جمهوری اسلامی در این مورد کار را تا جایی رسانده است که کمپ های آنان را در کوهها و ساختار های شهری و باندهای مافیایی و تروریستی آنها را در شهرهای غرب آزربایجان مستقر کرده و برای آنها انواع امکانات را فراهم کرده است. این مساله از سوی مقامات رسمی ترکیه نیز بیان شده و مورد اعتراض قرار گرفته است.
اکنون که کار به جنگ با آمریکا و اسرائیل کشیده و قرار است پ ک ک برای آنان نقش پیاده نظام بازی کند جمهوری اسلامی متوجه شده است که مانند بسیاری از سیاست ها و تاکتیک هایش اشتباه کرده است. اما جبران برخی اشتباه ها غیر ممکن و یا بسیار پر هزینه است.
به هر روی برای یافتن پاسخ به شریط موجود، میتوان با نگاهی به نمونههای عراق و سوریه به نتیجهای مشخص رسید. جایی که گروههای مسلح کرد از سوی حکومتها به عنوان یک اهرم فشار در جهت ایجاد موازنه استفاده شده اند و می شوند.
واقعیت این است که محافل ملیگرای فارس بر این باورند که در صورت وقوع تغییر رژیم یا ایجاد خلأ قدرت در ایران، جمعیت ترک تبار ایران یک چالش و آلترناتیو بالقوه در مقابل هژمونی آنان هستند.
در همین چارچوب، این واقعیت مورد توجه قرار میگیرد که در کنار جمعیت فارس، ترکها بزرگترین گروه از نظر جمعیتی و یکی از مهمترین نیروها از لحاظ اقتصادی، تاریخی و سیاسی در ایران به شمار میروند. محافل ملیگرای فارس معتقدند که توان بالقوه ترکهای ایران برای همسویی و اقدام هماهنگ با جمهوری آذربایجان و ترکیه، میتواند موازنه قدرت موجود در ایران را تغییر داده و موقعیت برتر سیاسیِ آنان را تضعیف کند.
اپوزیسیون فارس بر این باور است که دیگر گروههای ملی از جمله کُردها، عربها و بلوچها، از چنین ظرفیتی برخوردار نیستند. از این منظر، تصور میکند که گروههای مسلح کُرد میتوانند بهعنوان یک عامل موازنهساز در برابر ائتلاف احتمالی ترکها در منطقه مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس این نگاه، حمایت سیاسی و رسانهای از گروههای مسلح کُرد میتواند در آینده ایران و در شکلگیری موازنههای ملی-اتنیکی و ژئوپلیتیکی، به سود جریان ملی گرایی فارسی عمل کند.
در همین راستا موقعیت کشور ترکیه از نظر آنان بسیار حساس است. جریان ملی گرایی فارسی معتقد است در صورت بروز خلا قدرت در ایران ترکیه برای حفظ منافع امنیتی و راهبردی خود و نیز تأمین امنیت جمعیت ترک منطقه، در روند تحولات مداخله خواهد کرد. این ارزیابی بر پایه تجربه تحولات قاراباغ، لیبی، سوریه و عراق شکل گرفته است.
به نظر میرسد بهویژه تحولات اخیر این برداشت از موازنه قدرت را بیش از پیش تقویت کرده است.
جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر بسیاری از دستاوردهای راهبردی خود را در منطقه از دست داده و در جریان حملات اخیر ایالات متحده و اسرائیل نیز، هرچند بهطور کامل فرو نپاشید و تا حدی توانست مقاومت کند، اما متحمل خسارات سنگین نظامی و امنیتی شده است.
در مقابل، سیاست خارجی فعال ترکیه در سالهای اخیر، افزایش توان نظامی و پیشرفتهای این کشور در حوزه صنایع دفاعی، بر محاسبات منطقهای محافل ملیگرای فارس تأثیر گذاشته است. افزایش وزن راهبردی ترکیه در قفقاز، ترکستان (آسیای میانه)، آفریقا و کشورهای عربی نیز از نگاه اپوزیسیون فارس دور نمانده است. اهمیت برگزاری نشست ناتو در آنکارا و پیامهای حمایتی قوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نسبت به رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، این تصور را در میان این محافل تقویت کرده که نفوذ منطقهای ترکیه بیش از گذشته افزایش یافته و همین امر موجب نگرانی آنان شده است. اپوزیسیون تمرکزگرای فارس محور از نزدیکی روابط و دیالوگ ترکیه با ایالات متحده در تحولات منطقهای نگران است و با تردید و در عین حال غبطه به این روابط مینگرد.
از همین رو، احتمال آنکه در صورت بروز خلأ قدرت در ایران، جمعیت ترک کشور با حمایت ترکیه و جمهوری آذربایجان به موقعیت قدرتمندی دست یابد، به یکی از نگرانیهای مهم محافل ملیگرای فارس تبدیل شده است. این نگرانی را میتوان بهروشنی در واکنشهای بخشی از رسانههای آنان نیز مشاهده کرد.
در مقابل، همین محافل بر این باورند که گروههای مسلح کُرد بهتنهایی توانایی پیشروی به سوی تهران، ایجاد تهدیدی وجودی علیه دولت ایران یا در دست گرفتن قدرت سیاسی کشور را ندارند. از نگاه آنان، اگر این گروهها بتوانند در آذربایجان غربی، بهویژه در مناطق نزدیک به مرز ترکیه، حوزه نفوذ و نوعی کنترل میدانی ایجاد کنند، چنین وضعیتی میتواند میان ترکیه و مناطق ترکنشین ایران یک نوار حائل به وجود آورد. از منظر ملیگرایی فارسی، چنین سناریویی میتواند در موازنههای آینده قدرت در ایران، یک مزیت راهبردی محسوب شود.
این محافل بهخوبی آگاه هستند که در مناطق ترکنشین ایران، بهویژه در آذربایجان جنوبی، همدلی و حمایت گستردهای نسبت به جمهوری آذربایجان و ترکیه وجود دارد. این واقعیت طی سالهای گذشته بارها در تحولات میدانی مشاهده شده است. از نگاه آنان، همین مسئله یک مزیت میدانی مهم برای محور باکو-آنکارا ایجاد کرده و بر نگرانیهایشان افزوده است. همچنین انتشار اخباری مبنی بر اینکه ترکیه در صورت لزوم ممکن است در داخل خاک ایران منطقه امن ایجاد کند و نیز آغاز برخی فعالیتهای رسانه ای در ترکیه خطاب به ترکهای ایران، از جمله تحولاتی بوده که از توجه این محافل دور نمانده است.
ظاهراً قرار بوده است در جنگ چهلروزه اخیر، گروههای مسلح کُرد در عملیات زمینی خود، با پشتیبانی نیروهای هوایی آمریکا و اسرائیل، نه به سوی تهران بلکه به سمت اورمیه حرکت کنند و با این اقدام، منطقهای را که به زعم خودشان «آزادشده» محسوب میشد، ایجاد کنند. اما این برنامه، بنا بر گزارشها، با مخالفت جناحی از دولت آمریکا و اعمال نفوذ دولت ترکیه و حتی شخص رئیسجمهور رجب طیب اردوغان متوقف شده است.
نکته قابل تأمل آن است که این موضوع از سوی جریان ملیگرایی فارسی، بیش از آنکه اقدامی در جهت حفظ تمامیت ارضی ایران یا اقدامی به نفع جمهوری اسلامی تلقی شود، بهعنوان حرکتی در راستای منافع و همگرایی ترکی در منطقه تفسیر شده است. از همین رو، نه تنها اعتراض جدی از این زاویه متوجه گروههای مسلح کُرد نشد، بلکه حتی حمایت مستقیم و غیرمستقیم از گروههای مسلح کُرد نیز افزایش یافت.
گویی تنها مسئلهای که برای این جریانها اهمیتی نداشته، احتمال بروز یک جنگ اتنیکی در منطقه و کشته شدن شمار زیادی از شهروندان ترک و کُرد بوده است. چه، اگر چنین جنگی بتواند در نهایت به برخی اهداف و منافع سیاسی یا ژئوپلیتیکی آنان خدمت کند، ظاهراً هزینههای انسانی آن چندان محل توجه قرار نمیگیرد.
در همین چارچوب، اکنون که بحث حمله نظامی از جنوب مطرح است و گزینه ورود گروههای کرد (و احتمالاً برخی گروههای مسلح دیگر) از غرب و باز کردن جبهه ای از پشت سر دوباره روی میز است، احتمال شکلگیری ساختاری مشابه شمال سوریه توسط گروههای مسلح کُرد در آذربایجان غربی، از سوی بخشی از محافل اپوزیسیون فارسمحور با نوعی سکوت مثبت و حمایت ضمنی مواجه است.
Comments are closed.