کاربران فضای مجازی چنان از رقص و آواز مراسم چهلم کشتار دیماه تعجب کرده و طوری از شکستن سنت سوگ سخن میگویند که انگار دایناسور دیدهاند در حالیکه این سنت زیاد هم ناآشنا نبود ولی فرهنگ حاکم قصد دیدن نداشتند.
مریم دهکردی بدرستی به دویچهوله فارسی میگوید که: «رقص سوگ اوج اندوه و تجلی آرزوهای نزیسته جانباختگان است و عربها در مراسم سوگ، بهویژه در سوگ جوانان، یزله میکنند و حتی تیراندازی میکنند. ترکمنها دوتار مینوازند، یارسانها تنبورنوازی میکنند و کردها چَمَری دارند.» یعنی رقص سوگ (به ترکی یاس تویو) در فرهنگهای زیادی بوده و تازگی ندارد. ولی دهکردی نیز به مهمترین مرکز رقص سوگ یعنی آذربایجان اشاره نمیکند و با آنکه به رقص شیرین در مواجه با پیکر خسرو استناد میدهد، توجهی به محل سرایش منظومه خسرو و شیرین یعنی شهر گنجه در آذربایجان نمیکند.
ترانه خوانی یا لباس سفید سوگ نیز برای ما تازگی ندارد و در آذربایجان دفن هنرمندان جوان را با ساز و آواز همراه میکنند که مراسم دفن توحید نوروزی یکی از آنها بود و چنانکه در سریال جومونگ دیدهاید، لباس سفید نیز لباس سوگواری بوده و ترکها نیز این فرهنگ را دارند و در کتاب تاریخ بیهقی هنگام مرگ محمود غزنوی همگان سفید میپوشند. ولی در ایران تلاش وافری برای ندیدن ترکها وجود دارد و چون شناخت ایران بدون شناخت ترکها محال است، با جمعیتی مواجهیم که ایران را هم نمیشناسند.
یاس تویو مخصوص مواردی است که ما آن مرگ را نمیپذیریم و برای همین در سالهای اخیر، هنرمندان زیادی در بستر خشکیده دریاچه اورمیه رقص سوگ اجرا کردهاند. ترکهای قدیم، هنگام فوت جوانان مجرد برایش اتاق حنابندان و اسب عروسی تزیین کرده و او را با آواز تشییع کرده و بر روی مزارش کوزهای میشکستند. وقتی تبریز اولوتورک در جنگ اول قاراباغ شهید شد، پدرش خلیل رضا در مراسم دفن او جشن برپا کرد و این شعر را سرود:
اگیلمزلیک اولو تورکون قانیندادیر، سویوندادیر
ائله بیل کی اؤز اوغلونون یاسیندا یوخ، تویوندادیر.
در سیل ترکمنصحرا، جوانی به نام بهزاد تاتار هنگام امدادرسانی به سیلزدگان در اثر واژگونی قایق درگذشت و ترکمنها ماشین حمل جنازه را مثل ماشین عروس تزیین کرده و رویش نوشتند «طوینگ قوتلی بولسین» و در قسمت ۷۸ سریال «آتا اوجاغی» که با هنرمندی قوربان اسماعیلوف و کارگردانی رفعت شهبازوف توسط شبکه خزر ساخته شده، پدری پیشاپیش تابوت دخترش رقصید.
Comments are closed.